تبلیغات
زهرای علی - قرآنفکری 311
زهرای علی
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم
چهارشنبه 16 بهمن 1392 :: نویسنده : زهرای علی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 این جلسه از قرآنفکری هم با حضور یک مهمان از رزیدنتهای پزشکی ورزشی برگزار شد. الحمدلله که یک نفر دیگه هم در این جمع با قرآنفکری آشنا شد.

قرآنفکری 311:

 

آیات انتخابی:

مریم/9و 21      اعراف/189و 190    اسراء/29

 

آیه جلسه: فرقان/58

وَ تَوَكَّلْ عَلىَ الْحَىّ‏ِ الَّذِى لَا یَمُوتُ وَ سَبِّحْ بحَِمْدِهِ  وَ كَفَى‏ بِهِ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِیرًا

1-      سوره فرقان مکی است، غرض این سوره بیان این حقیقت است كه دعوت رسول خدا (ص) دعوتى است حق، و ناشى از رسالتى از جانب خداى تعالى، و كتابى نازل شده از ناحیه او، و رفع ایرادهایى كه كفار بر نبوت آن حضرت می گرفتند.

2-      جغرافیای آیه مربوط به آیات 41 تا 62 است؛ این آیات پاره‏ اى از صفات كفار را نامبرده كه به كتاب و رسالت طعنه می زدند و منكر توحید و معاد بودند.(چه بی تربیت بودند!) همچنین در ایات قبل می فرماید: رسول خدا (ص) هیچ مسئولیتى جز تبلیغ رسالت به عهده او نیست و باید به آنها برساند كه در دعوتش هیچ مزدى هم منظور ندارد و مردم در كار خود در كمال اختیارند، اگر خواستند ایمان بیاورند و اگر خواستند كفر بورزند.

3-      وَ تَوَكَّلْ: توکل کردن به چه معناست؟ خب این وکیل گرفتن رو یا خودمون تجربه کردیم یا حداقل تو فیلم ها دیدیم دیگه! چه کسانی وکیل می گیرند؟ و چه زمانی؟ خب قاعدتا هر جا از عهده کار بر نمیایم، یه جایی یه نقصی داریم، یه جایی یه نیازی داریم، در اون زمینه علم نداریم، میریم می گردیم یه نفر رو وکیل می گیریم و کار رو بهش تفویض می کنیم، یعنی بهش اعتماد می کنیم و کار رو و یه جورهایی خودمون رو میسپریم بهش. درسته!؟ خب ریشه "وکل" یعنی همان اعتماد کردن به دیگری و سپردن امر به ایشان. خب، همه این ها رو گفتیم که وکیل گرفتن خدا رو معنی کنیم؛ خدا رو وکیل قرار دادن یعنی  چی؟ خب، باید ببینیم ما کی به خدا نیاز داریم، همه اون مواقع خدا رو وکیل قرار بدیم، حالا ما کی به خدا احتیاج داریم؟ وقت گرفتاری؟ وقت خوشحالی؟ کی؟ غیر از اینه که چون ما نقص مطلقیم و سرتا پا نیازیم، همیشه به خدا نیاز داریم، پس خدا رو وکیل قرار دادن یعنی همیشه به خدا اعتماد کنیم و امر رو به خدا تفویض کنیم. چه اول کار، چه در فرایند کار و چه نتیجه، همیشه تا ابد، انشاء الله.

4-      فرمود: و تَوَكَّلْ عَلىَ الْحَىّ‏ِ الَّذِى لَا یَمُوتُ، فرمود بر زنده ای که نمی میرد توکل کنید، چرا نفرمود توکل علی الله، و فرمود توکل بر حی ایی که موت ندارد، این جمله در واقع زیر آب هر نوع توکلی غیر از توکل بر خدا رو می زند. چون تنها حی خداست و بقیه موجودات اولا حی بودنشان از خودشان نیست، دوما حی بودنشان دائمی نیست و دچار موت می شود. و البته یه امیدی هم در این جمله هم هست یعنی خیالتون راحت باشه در توکل به خدا، اگر به خدا توکل کنید به یک منبع دائمی توکل کردید که موت ندارد، خب چرا عاقل کند کاری که .... و به قول نیروی انتظامی که روی بیلبوردهای تو خیابون زده، چرا عابر کند کاری...... ما هم میگیم چرا قرآن خوان کند کاری که که بعدش بگن این چه قران خونیه، که توکل کردن بلد نیست!؟

5-      سَبِّحْ بحَِمْدِهِ ، تسبیح کردن از سبح به معنای حرکت کردن در مسیر حق بدون نقص و انحراف، تسبیح کردن مخصوص همه موجودات است و این یعنی همه موجودات اون مسیری رو که براشون در نظر گرفته شده رو بدون عیب و نقص طی می کنند پس اگر ما هم همین کار رو کردیم یعنی مسیر حق رو بدون کجی و انحراف طی کردیم یعنی عملا خدا را تسبیح کردیم. حمد هم به معنای ستایش است، یه معنای دیدن زیبایی ها، فرموده  است که سَبِّحْ بحَِمْدِهِ ، یعنی با حمد کردن خدا او را تسبیح کنید، یعنی با دیدن زیبایی های خدا و زبان گشودن درباره این زیبایی ها خدا را از هر عیبی منزه بدانید.

6-      توکل کردن و تسبیح کردن با حمد دو امری است که به پیامبر(ص) شده است و سپس می فرماید: وَ كَفَى‏ بِهِ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِیرًا؛ ذنب به معنای تبعات گناه است، به معنای دنباله است یعنی آثاری که از گناه دامن افراد را می گیرد. می فرماید ای پیامبر این که خدا به ذنوب بندگانش آگاه است کفایت می کند. یه جورهایی تسلی پیامبر است که دغدغه ایمان آوردن افراد رو داشتند، می فرماید تو بگو من برای رسالتم اجری نمیخوام(ایه 57 همین سوره) و توکل کن و با حمد تسبیح کن، اون ها هم که ایمان نیاوردند من خودم برایشان کافیم!!

7-      "وَ كَفَى‏ بِهِ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِیرًا"  و "الَّذِى خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَیْنَهُمَا فىِ سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى‏ عَلىَ الْعَرْشِ  الرَّحْمَان،(آیه 59 همین سوره)" ادامه دلیل این است که فقط خدا رو باید وکیل گرفت، یعنی حی ای که موت ندارد، علم دارد(خبیرا) و سلطنت از آن اوست(اسْتَوَى‏ عَلىَ الْعَرْشِ). بعد تور وخدا ما رو ببین که تو زندگی هامون به چه مرده هایی که بی علمند و هیچی هم از خودشون ندارن اعتماد می کنیم، از پول گرفته تا ادمیزاد و پریزاد و ..... رو به وکیلی میگیرم، آخه این درسته!؟، آیا این همون چرا عابر کند کاری.... نیست!؟ این عابر رو خودم گفتم، اون عابر نیروی انتظامی نیست!؟ این عابر همه ماهاییم که فقط اومدیم از این دنیا عبور کنیم و بریم، ولی یه جوری زندگی می کنیم که انگار اومدیم بمونیم و از رفتن خبری نیست، پس حق داره خدا به ما بگه چرا عابر کند کاری.....

8-      ان شاء الله ما از این عابر خوب ها باشیم که توکل مون بر حی لایموت باشد صلوات.

9-      التماس دعا.

 





نوع مطلب : قرآن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 17 بهمن 1392 02:33 ب.ظ
سلام
نظرت خیلی عالی بود. واقعا ممنونم
چهارشنبه 16 بهمن 1392 07:47 ب.ظ
سلام از اینجا عبور می کردم گفتم سلامی عرض کنم، سلا یه عابر به یه عابر دیگه
زهرای علی و علیکم السلام. ای که از کوچه معشوقه ما میگذری منم از کوچه معشوقه تو میگذرم گفته باشم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

سلام. با هدف شرکت موثر و مثبت در فضای مجازی در راستای فرهنگ مهدوی اینجا رو به پا کردم. اما کم کم از همه چیز نوشتم. با ربط و بی ربط. اینجا واسطه ای شد برای پیدا کردن دوستانی از جنس آنها که درقرآن آمده از همنشینی با آنها حسرتی در روز قیامت نخواهم داشت. برای همه دعا میکنم. و از همه التماس دعا دارم. صلوات برای ظهور یادتون نره.
مدیر وبلاگ : زهرای علی
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :