تبلیغات
زهرای علی - روسریهای سست
زهرای علی
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم
سه شنبه 6 اسفند 1392 :: نویسنده : زهرای علی
سلام.
در اتوبوس تند رو بودیم. انگار تندرو بودن آن در درون آن هم تاثیری دارد. ناگهان شالها و روسریهای سست از سر می افتد!!!. بارها شاهد بودم و هربار 30 ثانیه رو اون فرد متمرکز نگاه میکردم. نمیدانم متوجه این نگاه تند و تیز من می شد یانه اما شال یا روسری اش را درست میکرد. این بار هم یکی مقنعه اش دستخوش سرعت اتوبوس شده بود!!!. 10 ثانیه نگاه کردم اما یهو کله پسری جوان یک متر آن طرف تر بالای همه سرها رویت شد. نمیدانم چه طور شد که خیلی سریع گفتم مقنعه ات افتاده ها. دخترک با حالتی که انگار خیلی تعجبی برایش نداشت گفت آره و در حدود 20 ثانیه انگار نه انگار که افتاده بود و همچنان به گفتگویش با رفیق نارفیقش ادامه داد و بعد مقنعه را درست کرد. آن 20 ثانیه منم همینطور نگاه میکردم و منتظر بودم. شاید داشت دهن کجی میکرد و شاید فکر میکرد با این کارش حال مرا گرفته. اما من دیدم فرشته ای که در سمت راست بود ناراحت و فرشته ای در سمت چپش ناراحت تر چیزی نوشت. ای کاش او هم می دید. من کار خودم را کرده بودم. 




نوع مطلب : امر به معروف و نهی از منکر، روزانه های من، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 2 خرداد 1396 10:16 ق.ظ
Somebody essentially assist to make critically articles I'd state.
That is the very first time I frequented your web page and to this point?
I amazed with the research you made to create this particular submit extraordinary.
Great process!
دوشنبه 18 اردیبهشت 1396 02:40 ب.ظ
Asking questions are actually pleasant thing if you are not understanding anything fully, however this piece
of writing provides fastidious understanding even.
دوشنبه 28 فروردین 1396 12:25 ب.ظ
Greetings! This is my first visit to your blog! We are a collection of volunteers and starting a new project in a
community in the same niche. Your blog provided us beneficial information to work on. You
have done a marvellous job!
جمعه 16 اسفند 1392 08:27 ب.ظ
سلام
آفرین
ادامه بده
با اون طرح موافقم. کاری از دستم بربیاد در خدمتم
شنبه 10 اسفند 1392 09:59 ب.ظ
خدا خودش ما رو از این مشکلات آخرالزمانی نجات بده. درد و غم که زیاد. باز این روسری های به قول شما سست خوبشه!
زهرای علی ان شالله
شنبه 10 اسفند 1392 03:52 ب.ظ
خدارو شکر که حداقل درست کرد هرچند کمی دیر...
در یکی از محله های اصطلاحا بالاشهر تهران با موتور مشغول تردد بودم که پشت چراغ قرمز که ترافیک شدیدی هم درست کرده بود گیر کردم به طور کاملا اتفاقی چشمم به ماشین کناری افتاد و ناگهان از تعجب چشمام حدقه زد، یه 206 بود که دو یا سه تا دختر توش بودن و همه با چه اوضاع افتضاحی بدون هیچ گونه حجابی! به رانندش گفتم: خانوم حجابتو درست کن. گفت: بله؟ گفتم حجابتو درست کن با تمسخر و دهن کجی گفت: بـــله! و بعدشم با نگاه تمسخرآمیز و عصبی بهم نگاه کردو انگار نه انگار که باید حجابشو درست کنه!!! خداروشکر زودتر راه باز شد و من رفتم... بدجوری دلم سوخت نه برا خودم برا اینکه دیگه نهی از منکر هم تاثیری روشون نمیزاره
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

سلام. با هدف شرکت موثر و مثبت در فضای مجازی در راستای فرهنگ مهدوی اینجا رو به پا کردم. اما کم کم از همه چیز نوشتم. با ربط و بی ربط. اینجا واسطه ای شد برای پیدا کردن دوستانی از جنس آنها که درقرآن آمده از همنشینی با آنها حسرتی در روز قیامت نخواهم داشت. برای همه دعا میکنم. و از همه التماس دعا دارم. صلوات برای ظهور یادتون نره.
مدیر وبلاگ : زهرای علی
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :